سپيد مرگ روی....هزيان کلاسيک

اين شوره ها<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

افتاده روی عبور ساحلی مرد ,

که سياهه کوچه را

در دست باد داده بود.

و اين دل دل را توی زمستانِ سرمان , تير می کشيد.

و...جزيره ای تنها وسط بيابان

فانوس ميروياند جای انار... .

 

اين دلشوره ها که تا اعماق جهنم کول ميکنمشان.

و صدای بلوند زنبورکی که شهدِ ريشه خط ميزده.

از کوچه های پابرهنه,

ساده به خانه می آيم.

و تو با پاکتی پر انار

از پشتِ خم شده کودکی ام فرار... کردی.

 

عبور قطار نفس با  قره نی یِ اين دهاتی.

عروس داماد است

و عاقد......

بی خيال....

بی خيالِ گم شدگی ام نشسته.

تو فکر کن که شاعری زمختم که ضعف هاش بدون قافيه ,

فی المنظرِ عشق , شکسته.

و شرم شور سرم بود هر چه ميديدی

لباسِ سوگ  ,عَلَم بود هر چه ميديدی

کبودِ شعر , شکست و دوباره پست مدرن

هجومِ غولِ قلم بود هر چه ميديدی

شباهت من و يونس , دهانِ يک ماهی

شکستِ دستِ بَلَم بود هر چه ميديدی

نديد چشمِ خمارت و دود شد خانم

سياهِ مشق , ورم بود هر چه ميديدی

 

و تو نمي ديدی...

به درکِ هزيان اين شکسته... خالی بگيرم.

و برای قبرِ قطاری  بی حرکت,

آرام آرام عروسکی بسازم

و با تجاوزی که به اين عروسک ميشوم... بميرم.            ميثاق 28/7/83

 

/ 8 نظر / 10 بازدید
پگاه

اين بار با تقلب اول شدم!!!!! به سادگی نه به دشوار،گر گرفت تنم که با صداقت اين لحظه! ساده تر...منم سياووشی به دل آتشی سپردم زود... ورق به داد برآمد که : پاکتر سخنم! فکر می کنم از اون شعرهاست که هر بار بخونيش حال و هوای تازه ای داره...به نظر من شعر قبل از هر چيزی باشد زيبا باشه ،غنی و لطيف...و اين شعر بود! موفق باشيد

hamid

salam. sharmande in sistem farsi nadasht. oon kare depid gahzateam bezan ,motmaenam azash esteghbal mishe.

حمید شریف نیا

سلام .با شروع پرونده سازی غزل متفاوت به روزم لطفا شرکت کنيد و کامنت بگذاريد.هی يو بيا سر بزن ديگه

کرگدن

سلام و عرض ارادت..... ممنون....... دم شما گرم .... خداوکیلی منظور منم همین بود از اون فضا سازی ...... دقیقا همین که شما فرمودید....... راستی شما هم تو اون جلسه بودید؟

farnaz aghbali

سلام خيلی خوب است در واقع عاليه...موفق باشی. شيوه اين شعرت خيلی برای من جالب است

خون

سلام ... نظرم رو که خب بهت گفتم ... اما اودم کامنت گذاشتم که نگی بی معرفتم سر نميزنم بهت ... !

سارا

سلام ... همان طور که گفتی من اين شعرت رو خيلی دوست دارم ... نمی دونم چرا ... خيلی نو هست و جديد ... مخصوصآ اينکه يه غزل رو وارد سپيد کردی ... خوشمان آمد ... تا بعد

نويد

سلام...........زيبابود و قابل تامل........برقرار باشی..............ياحق