اگر مرد بودی ميشدی کنعان...

اينک که ترس ميخوردم....

با لاشه يوسف و پيراهنی که پاره شده...

با چشم های تو شوخی ميکنم

نميدانستم

سپيدی را به بخت خودت کشيده ای

....

اگر پيراهنم سالم مانده بود

پدرم باور ميکرد مرده ام

حالا بايد نگاه کنی

تا کی اين موسپيدی ِ من طلاقت بدهد.....

نترس

با ترسيدن که به آسمان من نميرسی!

ميثاق ۵/۴/۸۴

 

سلام....بعد از مذتها ميخواهم به روز باشم....به حرمت هر کسی که به من سر ميزنه!

يا علی

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقطه الف

روزگارت مانا!...و...خيلی خوب بود...اينکه ترس می خوری...و باز شوخی می کنی بر پيراهنی که پاره.نه...يک تضادی داره.در معنا...مثل:نترس!با ترسيدن که به آسمان من نمی رسی.../انگار که از رسیدن به آسمان ترسیده باشد...نه اینکه هشدار بدهی اگر بترسی نمی رسی...عجيبش کرده...يا مثل اگر پيراهن سالم بود باور می کرد مرده ای.../زنده ای؟...جالب بود!

نقطه الف

من هم با هفت لالايی برای خوابهای طلايی به روزم.بيا نظر بده منتقد خوب قديمی...

بانوى ارديبهشت

اين يکی سپيد نبود قربان آبی بود!!!! ببخش بی خدافظی رفتم ... يا حق

misagh

رقص تير...زير قاب چشم من...شانه دراز ابروان خسته بهار هم....لای ذهن شاهباز من گذشت....نغمه هميشه را با لبان تازه تر عزيز من....دوباره ساز کن.....چشم تيره لگام خورده هماره را...با سکون عاشقانه ای که ميرسد....بهار کن....دست ناز پر اراده را لباس کن....روی چشم خام و خسته هميشگيم....می توانم از تو جنگلی بياورم به قدر خواب....در تنش کنم به گرمی تمام لحظه های فصل های ناب....

qqqqqqqqqqqqq

سلام ... اين شعره چيه همه جا نوشتی برادر ؟! ...

نقطه الف

باز ديدم...راست بود؟...که ترس خورده بودتت...وقتی ...درست وقتی که پيراهن را ديده بودی...بی خود ات...و درست همان وقتی...که می دانستی خون اش رنگ است...و گرگها...در چشم...فقط؟...نمی دانستم...که بخت را به سپيدی کشيده ای خودت...هرچند پيراهن ای پاره...با بوی مدام الکل و بتادين...در ته ته مغز...و به هرحال کسی باور نمی کند...بيا يک ليوان نور بنوش!آن بيرون هيچ خبری نيست ...

نقطه الف

و مرسی برای حرفهای خوب...و هوا که چندان بد نيست...دلتنگ هیچ هوایی نباش...آن بيرون هيچ خبری نيست!

سلام به ناممکن

سلام ميثاق ... اين کامنت پايينيه مال اين شبنم خره که ورداشت با اسم من نوشت ... خنگه ديگه ! تو جدی نگير !!!!!!!!

elaheh

مرسی که برای فاميل ما شعر گفتی.....(چشمک)جالب مثل هميشه.....