از جشنواره اومدم الان....!

سلام...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همين 2 ساعت پیش جايی بودم که بهش ميگفتن جشنواره شعر و داستان دانشگاه های تهران....

چند تا خوبی داشت....

1 مژگان بانوی عزيز خودمان که کارهاش عاليه شرکت کرده بود...و آنقدر کارهاش عالی اند که هيچ داور الاغی نميتونه از روی نفهمی مثل خيلی های ديگه حذفش کنه و با سلیقه اش گند بزنه به جشنواره...من خوشحالم جايزه رو کسی برد که حقش بود و آشنای خودمون هم بود....

2 محمد شالبافان که من هر چی سعی کردم از اين بشر تعريف نکنم هيچ جا نشد...انصافا دمش گرم...اينقدر بزرگوار هست که راحت از جشنواره انصراف داد...تا جايزه به شايد کسی داده بشه که انگيزه درش ايجاد بشه...خدايی اين سکه ها برای محمد شالبافان آنقدر هم با ارزش نيست که شعر و رفاقت رو به پاش حرام کنه...ممنون....

 

دوست داريد بخنديد؟

از پايين تا بالای وبلاگ من رو نگاه کنيد....من سپيد کار ميکنم...برای سپيدهای هر شاعری هم ارزش قائل هستم به شرطی که شعر باشه...با معيار های من که هميشه هم ازشون حرف زده ام هم حالا کمی نزديک باشه...

ميدونيد....

من تا حالا 3 تا غزل کار کردم...در اينکه هر کسی از بچه گی تا حالا شعر موزون گفته شک ندارم....من در جشنواره دانشگاه ايران در بخش کلاسيک تقدير شدم....نفر چهارم....با دومين غزلی که در زندگی ام گفته بودم...و اصلا توی سپيد از من اسمی نبردند...

باريکلا به جشنواره تون...باريکلا ترابی عزيز...ایول بقيه...

 

صرفا از خوشحالیم بگم...حميد سهرابی عزيز هم به اولين سکه اش رسيد..اونهم همرتبه با رضا سيرجانی که برای هر دو تا دوست های شاعر خودم که خيلی هم عزيز هستند خوشحالم.....

 

و يک سپيد که.....خودتون نظر بديد...

 

هو هو ...چی چی...کبوتر!

 

وقتی اين

توی ايستگاه ها

ايستادن

و نشستن را

مردن ميشوم

آب های راکد اين دنيا

زهدان ميکروسکوپ را

قورباقه های تازه می پاشد.

پشت عدسی چشم هام

آدم

سرود آخر...

-َت را ميخواند

بعد همه آدميت های جاری در رگ زمان

ابتدا می خندند

و مرگ،

ايستادن

و پرواز را... متحول ميشود.

امٌا

در اين بیابان خشک

کسی يک لانهء بدون پرنده را

سوار نخواهد کرد.

 

باشد.

ايرادی هم به اين ساعت های شکسته نمی گيرم

اين ريشه ها

- بدون درخت -

قلب سوخته در رگشان

فرياد ميشود.

و هزينه اين سفر

يک بطری بوسه ميشود.

و چند قط..........ره

قط......ره

قطره

قطره قطره روی ريل های بريده بريده

رو.........د

می شود.

***

شايد

کسی يک پرندهء بدون لانه را

سوار کند!

ميثاق 23/10/83

 

راستی به دو تا از دوستای خوبم مرتضی جلالی و آيدا اقصايی هم که توی داستان مقام داشتند تبريک ميگم....اميدوارم هر روز در داستان بزرگتر بشوند...

 

 

 

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amirmarzban

مبارکه.........موفق باش هميشه....يا عشق

ghasemrezadoust

سلام چی بايد بهت بگم .بگذريم به روزم ومنتظرت در مورد کارتم دوباره می آم.

فریده دهداران

//زبانم زنگ دارد./اعلام خطر میکند.// و //قلبم را دزديدند/ دخترکانی که « دوستت دارم » بودند.// میدونم این شعرُ خیلی وقت پیش زدی اما چون از این قسمتهای این شعر بیشتر خوشم اومد حیفم اومد نگم! شاید هم میخواستم بگم که باور کنی میخونمت! توی شعرات حرفهای قشنگی داری اما احساس میکنم میتونی بهتر از اون چیزی که هستن بیان کنی. با اینکه معمولا اجزای شعرهات ارتباط محکمی با هم دارن اما تقریبا بیشتر وقتها اونقدر که به ارتباط ظاهری شعر توجه میشه به ارتباط درونی توجه نمیشه... به هر حال امیدوارم موفق باشی... از اینکه دیر جواب میدم شرمنده م و از این به بعد ـ تا مدتی ـ بدون کامنت میخونم...

پ ن ا ه گ ا ه

شايد کسی يک پرندهء بدون لانه را سوار کند! سلام.....اومدم و خوندم...موفق باشید.

نقطه الف

سلام ميثاق...باز که به روز نيستی...مرسی از کامنتت،حالا اين همه هندونه را کجا می شه فروخت!...بابا مشوق! :)...من با يک روز سرخ به روزم...(شايد من هم برای مدتی کمتر به روز بشوم...گفته اند داری تکراری می شی...! حالا بايد فکر کنم!!!)

qazal

هی ..................... سلام !!!!!!!!!!!!!

پوريا سوری

سلام ميثاق جان ... خبر جشنواره را شنيدم ... خوب خوشحالم که رفقايمان مقام آوردن ... بعدشم اينکه طفلک اين دبير جشنواره که اون روز تو دانشگاه ممدينا بود ... هی به من گفت کار بفرست اشکال نداره دانشجوی تهران نيستی ...ولی منم مثل ممد شال ... رفتم کنار برای مردونگی ... < خدايی دست ازين نون قرض دادنا برداريد شعر یک شاعرست که محک است برای سطح شعریش نه این بازیها > ... نه اينکه بگم ايرادی داره ها ... نه نداره ... ولی تا دلت بخواد جای بحث داره ... می بينمت به زودی ... يا حق

hamid

سلام میثاق دوباره.به شعر تازه ام سر و سيلی نقد بزن

باد صبا

سلام.......کجائيد؟؟........بروزنمی کنيد؟........من بروزم......ياعشق...

sima

سلام....خسته نباشيد...چه زود به زود به روز می کنيد...دست مريزاد...