آخرين گورستان من «پرلاشز» نيست.

« به پدرم که از دست پسرهاش خسته است و خوابش گرفته...»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

کنار ديوار

ايستادن

تا

چشمهات روی جنازه ات راه می رود.

وقتی کره چشمهات

به دنيا می آيد

چهار نعل تا ته ِ مرگ

قی ميشود

توی چاله می افتد

و نمی دود

دو...

دو...

ياد پاهای برهنه پدرم می افتم

وقتی از اسبش پياده شد

موسيقی اش روی دوش همه

سنگين تر از کوه های پر مغز

نشسته بود و تکان نمی خورد.

فا...

فا...

و تابوت ها

کنار ديوار رقص قهقهه گرفته بودند.

 

من تابوت بودم

با سينه ای شکسته

که به گردن مسيحی مصلوب افتاده بود

و...

لا...

لا...

لا...

گورستان شدن را تجربه کردم.

توی خواب ِ لامصبی که عاشقش بودم...

حيف که موقع باران

کسی پيراهنش را در نمی آورد

تا من در گورستان چال اش کنم.

...

دنيای کوچکی شده...

کنار ديوار ايستاده ام.

همراه تابوت هايی سبک - که در حال مردنند-

مثل مزرعه ای که

شخم ميشود با عصايی

و شرشر آبياری...

دوست دارد در

سی...

سی...

سينه تو چاله شود.

21/9/83

 

/ 41 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
noghteh alef

ويرايش جديد را دوباره سر بزن.اميدوارم خرابتر نشده باشه! (راستی مرسی برای اطلاع رسانی مافوق صوت)

sima

سلام دوست عزيز!اومدم اما نظر ندادم...آخه چيزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من!شعرها هم مال خودمه....هر جور دوس داری نقد کن.ممنووووون.

zijme

سلام عزيز.متنهاوشعرهات رو خوندم .همه زيبا بودن.هرچند من خيلی کم شعر نو ميگم وبه خودم اجازه نمی دم نظر قطعی بدم.حتما بهم سربزن.ياحق.

حامد

سلام ... اقا ما که کم پيدا هستيم ...دليلش زندگی مسخره دانشجويی مونه که اسيرمون کرده تو تست و کنکور ارشد و اين حرفا .. شما سروريد و بزرگوار .. بلاگ زيباتون رو هم در اولين فرصت می چسبونم کنار خونه م..يک کم فرصت بديد

hedieh

http://www.ansooyekhial.persianblog.ir/ نمی دونم چطوريه. همينطوری گذاشتم که يک نگاه بهش بي اندازی

راضيه

سلام آقا! اينم نظر ما كه نگي نيومديم و نديديمو و نخونديمو...خوب نيست كه شما را مجبور كنند كه شعرتان را معني كنيد... خوب است شعري بگوييد كه بيش از اين ارتباط برقرار كند.لحظه هاي ملموس تري را انتخاب كنيد.

ع.ن

سلام .کار زیبایی بود. در مورد پیغامت باید بگم که در نگاه اول شاید مخاطبین معاصر از دست برن ولی اگه اثر چیزی برای ارایه داشته باشه چه فرقی میکنه چند ها سال بعد خونده شدن بحث مانایی که نباشه . در ضمن قرار نیست مولف با معیار سلیقه ی خواننده جلو بره ولی اینهمه دیالوگ در نظریه های معطوف به خواننده ...بگذریم.از آشنایی با شما خرسندم. ایدون باد

ع.ن

سلام دوست گرامی . ممنون از سر زدن و لینک . در اولین فرصت لینکت را می اضافم. به روزم با غزل.ايدون باد

عبدالرضا کوهمال جهرمی

سلام دوست عزیز! اتفاقی یه دوست خوب پیدا کردم کارات خوب و مدرنه از آشنایی با شما خوشحال شدم به من هم سر بزن اگه دوس داشتی منو بلینک...

الهه

سلام ....اين يکی رو هستم....خوشگل بود....