سلام....

امسال هم مثل سالهای قبل توی جشنواره مهرگان شرکت کردم....شاید من از معدود کسایی باشم که تا به حال در ۵ دوره مهرگان شرکت کرده....

به هر حال شعری که امروز میزنم شعر دفاع مقدسی هست که امسال توی جشنداره بخش ویژه دوم شد....و توی روزنامه همشهری ۷ آبان صفحه ۲۰ هم چاپ شد....

از نطراتتون ممنونم...

گذر از خاطره تلخ

 

 

هنوز صدای تانک های جنگ را میشنوم.

"این حرف ها جایی برای گفتن ندارند

وقتی از صدای آوار مسجد بر پیشانی زنی تنها سخن بگویی

که خانه اش در کارون گم شد."

 

راستی پسر عمو!

چند نارنجک در خواب کرخه پاره شود تا

قیمت نگاه لیلا های خرمشهر را بدانیم

 

امشب دخترها!

بر لب هاشان ماتیک میزنند و بندری میرقصند

و نمیدانند:

یونس با پلاکی شکسته

در دهان کوسه هایی مزه میکند که رزقشان را از خدا میگیرند.

"راستی اگر جنگ نبود، قیمت آدم...."

"نه آقا! این حرف ها جایی برای گفتن ندارند...."

 

میروم به آغوش مادرم،

پوتین های پدرم را واکس میزنم

و پلاک شکسته یک شهر را بر گردنم میبندم.

 

این منم!

یادگار خسته یک شهر که دیر آزاد شد

و شیرینی آزادی در دندان های خونین جهان آراش ماسید...

حالا

تهران در محاصره است...

از جنگ تنها خاطره مسجدی را میدانم که سقفش ریخته.

از سلاح فقط دندان دارم.

باید بجنگم:" این که دیگر گفتن ندارد...."

حالا

دخترهای تازه بالغ،

مجری تلویزیون،

دوستان مدرسه،

هر کسی برای خودش کوسه ای شده.

 

این شهرِ در محاصره هم حتی

مثل بچه ای تازه پا،

نارنجکی در دستش گرفته.

 

 

"راستی اگر جنگ نباشد،

قیمت ما چند است؟"

/ 22 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی معارف

سلام دوست خوبم بعد از خیلی وقت با غزلی به روز هستم ... حکایت همه ی آنچه با من است هنوز ... منتظر خوندن نظرت میمانم در پناه حق ...

اميد نقوی

دست خدا - به خواندن دست تو- بسته است ابلیـس از ملاحــت مـــکـر تـو خـستـه اسـت... مهمانی به یک غزل...

بی بی سمانه رضایی

سلام... حق هم کلاسی رو به جا میذارم و بلاگ قشنگتونو لینک میکنم[لبخند] موفق باشید

مکتب اصالت واژه

مکتب اصالت واژه با توجه وتاکید بر وجود واژگان -وجودی گشتالتی که فراتر و والاتر از ماهیت ها است- گام گذارنده به قاره ای جدید است که اگر هم پیشتر کشف شده بود هندوستان خوانده بودندش! به زبانی ساده تر شعر و داستان حاصل واژه اند نه واژه حاصل این دو شعر وداستان و سرزمین های کشف نشده ی دیگر در سیاره ای نامحدود به نام واژه جای گرفته اند و ما خواهان قدم گذاشتن به ساحت های کشف نشده ی آن برای رسیدن به تازه ترین کشف وشهود ها - تعقل ها- تصورها و تاثرها- احساس ها و اشراق هاییم... در انتظار انتقاد کارای شما سید وحید میره بیگی

فریدون ضرغا می

به راستی هرکس برای خودش کوسه ای شده و میراث خور انقلاب و ابران را به کام خود می کشند تا کامروا باشند و خدارا ظالم به تصویر می کشند وقتی می گویند (خرمشهر را خدا آزاد کرد) ایثار رزمندگان اسلام و خون شهدا چه شد؟! با ستوده باور وحلیج فارس به روزم وجویای نظر شما[خداحافظ] [گل][گل][گل][گل][گل]

حسین ش

بابا قالبو عوض کن . یکمی هم بنویس . [چشمک]

لیلا اکرمی

کار/ گاه دلتنگی هم دارد... . با یک تریبون آزاد در وبلاگم پیرامون همه اتفاقات اخیر به روز هستم . با یک دوچرخه دور خودم چرخ می خورم آه ای خدای بیشتر از حد دروغکی [ گنجانده ام جهان تو را در تصورم ] و البته با شعری جدید به نام کیهان بچه ها ( جواب چیستان های مطرح شده در شعر را اگر پیدا کردید برایم کامنت بگذارید)

خانم شین

برات ایمیل زدم. به همین آدرسی که اون بالا نوشتی