سلام....

خيلی وقت هست نيومدم....

خيلی عوض شدم...بهتر شدم...خيلی خوبم...هميشه ميدونستم ميام و دوباره مينويسم...واسه همين تعطيل نشده بود اين وبلاگ....

 

غزل

تمام خاطره های زمان توقف شد

از آن زمان که تو را مادر دلت تف شد

 

سوار لشگر دور نگاه در خود گفت

کدام آينه خواب مرا تصرف شد

 

و بادهای توهم دوباره ترسيدند

دوپای مرگ به رغم لبت تصوف شد

 

پدر:« نگاه مرا می بری؟»....پسر:«نه! بيا!»

کنار سايه بلبل ....زنی که اُف اُف شد

 

شرابِ لحظه ؛ ترک ميخورم به جام لبش

جناب خلوت ما...لخت و من ....گرينف ..... شد

 

« و بازی از سر شب ها چقدر مبهم»  کاش

کسی نبود؛ خدا زاده را که اسقف شد ↓

 

دوباره از سر نو بازی خراب و پری

ولی نه! تاس مست نچرخيد تا تعجب شد.

 

ميثاق ۱۳/۲/۸۶ بيمارتان امير اعلم...ساعت ۵ صبح

/ 7 نظر / 9 بازدید
آيدا

چه‌قدر خوب که يک نفر عوض شده، بهتر شده، خيلی خوب است الان :) شاد باشی استاد.

یکتا

سلام ... چه خوب که خوبين ... غزل رو اما خب ... دوست نداشتم زياد آقای دکتر ...

حميد سهرابی

سلام. شعر رو بايد سر صير نظر بدذم. در کليت ساخت های خوبی توش پيدا می شه اما به نظرم پر از تو ذوقيه پدر! نگاه مرا می بری؟....نه! بيا! ايراد وزنی.« و بازی از سر شب چقدر مبهم» کاش باز هم ايراد وزنی.......زنی که اُف اُف شد ؟؟؟ اصلا با فضا هم خوانی ندارد. حالا خوبی ها را در ويزيت بعدی عرض می کنم. بدرود

غريب اشنا

بعد از مدتها سلام.به اشنايی قديمی.می خوام بگم خيلی خوشحال شدم که ديدم باز هست هستی.شاد باش و دير زی! تا همیشه تو خیلی از یادها باقی هستی غریب اشنا!حق نگهدارت

غلامرضا رزمی

سلام دوست عزیز با فراخوان هفتمین جشنواره سراسری شعر میلاد سرخ بروز هستم. خوشحال می شوم به اطلاع سایر دوستان و محافل ادبی شهرستان محل اقامت خود نیز برسانید.

فاطمه اختصاری

سلام بالاخره آمدم .......با خبر چاپ نشریه تخصصی غزل پست مدرن .......با مقاله ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن (بخش سوم) .......و مهم تر از همه: .......یک شعر: .......«زیر درخت گلابی!!» در 7 اپیزود در 7 روز به اندازه آفرینش دلگیر انسان که به قول «رزا جمالی»: این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی!! من آمده ام منتظر آمدن توام تنها بعد روزها چله نشینی...