من از بهشت افتادم!

بهشت‌هاي گمشده،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

كوچه را مي‌فروشند به آتش.

تابم نده!

من لبانت را دوباره مي‌سيبم.

طناب مي‌بُرد.

و تو مي‌افتي دور و بالا.

 

ـ التماستان مي‌كنم!

پدر! پسر! شيطان!

همه تان پا برهنه شويد.

اين پاپوش؛ آتش را ذوب ميكند.

 

من تنهام.تنهام.

همه تن هام که حريص ميشوم به پيراهنت...

كه مي‌بُرد.

بعد پايين مي‌افتم.

 

شهر شيشه به چشم‌ام خال‌خال مي‌شود،

            به باران!

گناه، مار زهرآلودی  است

كه دندان آدم را

روي سيب تن تو زخم ميزند.

طناب مي‌برد.

از شاخه مي‌افتم.

بهشت گم‌تر مي‌شود.

و من تبعيد آفرينش...شدم .

                                                                           ميثاق 18/4/83

 

تو رو به خدا نظر بدين17.gif

/ 5 نظر / 8 بازدید
mohammad reza shalbafan

اين کارت بد نبود اما کار بالاييت رو بيشتر پسنديدم ولی همونطور که بهت گفته بودم ميسيبم خوب بود.

elham

عالی بود....مرسيييييييييييييييييييييييييييی

elaheh

چه عجب ما یه وبلاگ با محتوا دیدیم

بگذريم

شعرهايت زيباست اما وقتي با ترنم صدايت شنيده مي شود زيباتر

farnazaghbali

سلام همه شعرهات خيلی قشنگه ولی آخری عاليه.. مخصوصا:گناه مار زهر آلودی..... و..طناب می بردو تو ميافتی بالا... موفق باشی.