تابستانه!!!

فکر میکنم خیلی وقته نبودم! نه؟

حتی اگه مخاطبی هم نداشته باشم...عیب نداره..مهم اینه که تعطیل نیستم...

 

فکر میکنم من وچشمان تو

نشسته ایم تا صبح  فردا،

و خیال فردا هم

آب سر بالاست

....

حیف خاطرات که چون کاسهء لب حیات

زیر داغی این هلاک، بخار شدند.

"گفته ام از خاطراتم قایقی بسازند

-         کاغذی

بده دست دختربچه های کوچه

توی فصل خشکی

دریا سواری کنند."

 

گرمم شده!

مثل آهن آدمی زیر آفتاب

و از همه شعر هام عرق میریزد

حیف حرف ها

که شعر نشده فرار میکنند....

 

مشق های کودکی را دوباره مینویسم.

به جز انشا

خوش دارم معلم ها جوشی شوند

کتک بخورم...

"ای بابا!

توی رویا هم

نشسته ایم به خیال صبح فردا"

قورباغه یا ابوعطا یا چه میدانم

همان آب سربالاست

 

حیف!

حیف دفترم....

حیف من....

حیف آینه که خشک شد.

8/3/87

 

یاد شاملو افتادم:

قلبم را درمجری کهنه ای قایم میکنم

در اتاقی که هیچ دریچه ایش نیست

از مهتابی به روی کوچه تازیک

خم میشوم

و به جای همه نومیدان گریه میکنم....

آه من حرام شدم....

/ 4 نظر / 36 بازدید
خانم شین

بعضی قسمتهای شعرت را خیلی دوست داشتم. مثلا "گرمم شده!/مثل آهن آدمی زیر آفتاب/و از همه شعر هام عرق میریزد/حیف حرف ها/که شعر نشده فرار میکنند/مشق های کودکی را دوباره مینویسم./به جز انشا/خوش دارم معلم ها جوشی شوند/کتک بخورم..." خیلی وقت بود که شعر نخوانده بودم. خوب بود شعرت. هم شعر و هم آن عکس بامزه ای که آن کنار گذاشته ای. دقیقا شبیه همان تصویری که من از تو دارم.

حمید سهرابی

سلام. خوندم! به نظرم خوب نبود! حالا چراش مفصله. هیچ چیز بدتر از لحظه ی خداحافظی نیست. همیشه موقع خداحافظی خودم را یک جایی قایم می کنم تا از این حس فرار کرده باشم. اخرین پنجره را بخوانید با: خداحافظی خبر چاپ شماره دوم نشریه غرل پیشرو بررسی انواع سانسور در صدا و سیم های ایران! چند خبر نه چندان مهم و شعر تازه از خودم!

masoumed

salam che zud delgir mishi sherato khundam sare ye forsate khub age khasti raje behesh harf mizanim khosh bashi

پناهگاه

بعد از مدتها .... سلام. کاش اون روزا دوباره تکرار بشه.