اين چند شب آخر

(برای غزل کريمی)

رد پاهای تکان داده تو

موتزارت چند شب پيش مرده بود....

من با ساحل آشنايی دارم....مثل سندباد يا علی بابا

بادبان...ديده بان....مرگ بان....

لالای

لالای

لالا....لال لا...

لا

و سينه ساحل زير چشم های تو کبود ميشود...

****

اينجا چند سال زير من است

با جزری که دريا را دور ميکند...تا چشمهای تو را نبينم...

کجا رفته ای؟

****

ديده بان ساحل را دور زد....

من با مرثيه ای آنطرف هم هستم....

برای زيبا رو

هميشه عاشقی گر گرفته ...خراب هست...

****

طوفان ها رقص ميگيرند دور خنده های تو...

تو ميروی به خيالات من....

با ترومپت سندباد يا چراغ جادويی گوشواره هات...

سر همين ستاره هزار و چندم بود

نشستم کنار رد پاهات...

موتزارت داشت ميخنديد....

يکدفعه حساب ستاره ها از سرم پريد...

موتزارت مرده بود...

سپيده شب هزار و يکم زده بود...

دريا مد بود....قايقی نبود...

وای وای وای.....

قايقی نبود......

نبود....

ميثاق ۵/۶/۸۴

 

 

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehdi khatiri

سلام / شعر جالبی بود البته فکر ميکنم در استفاده از نامهای آشنا ( سند باد - موتزارت - علی بابا ) دقت بيشتری لازم دارد چون اين اسمها همراه خود بار معنائی دارند که خاصيت تداعی گری آنها را در ذهن محدود که حوزه همان نامها می کند مگر اينکه دليل ديگری در متن وجود داشته باشد که با دوبار خواندن هنوز آنرا کشف نکرده ام / راستی مرا می شناسی /دانشگاه پزشکی گرگان ۱۳۸۳/مجری برنامه / يا علی/ من هم با يک غزل بروزم

hamid sohrabi

سلام. خوب بود. اما يه جاهايی هنوز ديکشنری لازم داره!در ضمن ! يه کم جنبه داشته باشو هی برا دوستات شعر نگو! ببينم... تا حالا برای چند نفر از دوستات شعر نگفتی؟!جواب: صفر!

آیلار

سلام ... جالب بود .. مخصوصا اين که برای غزل .. جالب ترش هم می کرد ... خوبيد شما ؟ منو می شناسی ؟ حامدم .. نسل سبز سابق .. تازه خونه عوض کردم .. بيا پيشم .. خوشحال می شم حرف بزنی... اون جا هم ////

یکتا

ببخش ميثاق که نيومدم ... ممنونم بابت نگرانيهات و يا علی

سید مهدی موسوی

سلام دوست عزيز! با مطلبي پيرامون همجنسبازي و غزل پست مدرن به روز كردم در ضمن يك شعر جديد هم زده ام! منتظرم...

قاسم رضادوست

سلام خوبی؟ فکر نمی کنی سهم تصوير در شعرت کم بود ؟با يه کار آزاد به روزم منتظر نظرتم .

سید مهدی موسوی

سلام دوست عزیز! با مطلبی تحت عنوان «غزل پست مدرن، ایسنا و مصاحبه های جنجالی» به روزم!! منتظرم...

نقطه الف

سينه ساحل زير چشم های تو کبود ميشود...اينجا چند سال زير من است...من با مرثيه ای آنطرف هم هستم....يکدفعه حساب ستاره ها از سرم پريد...//خیلی خوب بود.