تقديم به مژده شمسايی و ...رخشيد فرزين

« صدای من از گلو له ميشود »

 

کلاغی در بلندای شب<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگر باشد

شانه در هم شکسته

با سازی که هی گوش تو را می قاراند

« زار ...زار ....زار»

 

بر سکوی خمیده بازار

مادرم با شانه ای

که کز می نشیند

در حسرت آینه اش

که حالا حالا ها از کوچه نمی آید...

و گاهی شب بر چهره اش سپید می شود...

 

صدای کلاغی بر گلوی شب

شیشه میشکند

یا جغدی که شلیک میشود

...

بر سکوی خمیده بازار

پشتم

مادرم

مرا در عمرش گم می کند...

من بخت مردمانم اگر

اینگونه به لولیدگی در رفتن

از که ام به  ارث رسیده؟

 

جغدی

بر گلوی امشب

در حال گلوله بود

 

امشب پریوشی بر گردهء آرامش من

آبستن ابری سیاه پوش می شود

که قار قار لکه میریزد

بر ملافه های سپید میدان

که نوعروسان شسته بودند...

 

دیواری بر پیچ کوچه...

با یاد بابا ها که باد در بادبادک من

موروث میگذارند.....

پنجه ای سرخ بر دیوار

با رد جمله ای چرکاب درد که:

« عدالت- به لرزش بخوانید- در حال مردن ....»

 

مردی که شانه های مادرم بود

روی زمین رد پا شده....

 

***

بر پنجره صبح پنیری

که نیست

و حنجره ای که دور یا داد میشود که

«دار....دار....دار»

 

میثاق 3/5/84

 

 

/ 27 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاسم رضادوست به خانم سيما...

از امب پريوشی کار مستقلی می شود که شديدا خودت هستی از اشاره به مجلس شبيه ..وابراز همدرد يت -که اين روزها کم است-متشکرم .با نامه ای به سيامک بهرام پرور به روزم.

غزل کریمی

سلام ... حالا که شعرتون رو بعد از مدتی دوباره می خونم می بینم که نه بابا ! یه چیزایی حالیم می شه ! حالا نمی دونم این از قابلیت های شعور منه یا از قابلیت های شعر شما !! ...

alireza motamedi

شما تصميم نداريد به روز بشيد؟ من که به روزم اگه خواستيد...

نجوا كاشاني

سلام ، حرف نداشت ( من به روزم دوستان آييد وديدارم کنيد خواب اگر بودم کمی آهسته بيدارم کنيد ) به اميد ديدار

ميثاق

قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال

قاسم رضادوست

سلام به ميثاق عزيز با نگاهی به کتاب خانم زنده دل به روز شد.

elaheh

سلام.....بالاخره تونستم برات کامنت بزارم....بهم سر بزن