من از اين بالا ميبينمت...

چشم ببنديم!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نفس آخر و عميق!

مي‌كني مرا لب بر لب سكوت خودت،

توي خاك وسنگ.

پوشال پوشاندي... با شرم شيرينت.

ذرت نكار كنار گندم گونه‌هات!

-        روي زردي تن من –

بالا آوردن امروزه‌ام!

تنم بسته به چوب تنبيه‌هاي... كدامتان؟

نگاهي بالا ، - پايي بالايِ رويِ خاك ، بسته.

دست مي‌اندازند با تو

          2 كلاغ، يك...

                   شواليه بي‌رمق را.

جانم فداي...

تو شاهزاده خانم،

و سي تا بوته.

 

” بردار اين ذرت را بچه‌جان، بردار.“ : ترسيدة بي‌خاصيت گفت.

امضا؛ (نترسانك) .

                                                ميثاق 31/4/83

 

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سنگها-بابک

سلام.ممنون که سراغ ما آمدید.راستی مگر متن اصلی ترجمه را دیده بودید که حکم به سست بودن ترجمه دادید؟در ضمن مصراع سوم شعرتان یک طوریست .رندی می تواند از آن تعبیر بدی داشته باشد...تا بعد

محمد ويسی

سلام دوست عزيز! از اینکه سر زدی ممنونم. در ضمن با يه غزل جديد بروز شدم

me

خيلی فهميدم!!

ALI

سلام ...هزارو يک شب است که با چشمانی خيس. خوابم نمی برد...شهر زاد کجاست !

mohammad reza shalbafan

سلام.بد نبود اما چند نکته:۱)چند جا اضافه هات اعتيادی بود مثل چوب تنبيه‌هاي... وشاهزاده خانم۲)حرکت2 كلاغ،یک... شواليه بي‌رمق خوب وغیر قابل انتظار بود.۳)اسم یه خورده کلی بود ولی همین که جرات کردی اسم بذاری خوبه.۴)همونطور که پشت گوشی گفتم حتما ((بردار)) دوم رو بردار.

فريده

سلام که نه!... مامان مری الان اینجاس سلام هم نمیرسونه! وبتُ میخونم... و معرفی هم چشم اما یه کم زمان می بره... موفق باشی.

Mohammad reza shalbafan

سلام.ممنون که سرزدی.ما که نفهميديم منظورت از کامنت چی بود.شادباشی.

elaheh

,و کودکی که با فريب های نوازش شهرزاد و صد هزار و يک شب قصه هايش هنوز به خواب نرفته است...

پگاه

يعنی تو نمی ترسی؟!!