تو تب با ...هبوط...گذر ميکنی!!!

سلام ! من رو ببخشيد ولی اينبار با يک غزل به روز ميشم....

 

 

حرير شاعر جانم  سیاه شد و سپس<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

میان چشم تو خلع سلاح شد و سپس

 

گذشتی و شریانت دوباره در جانم

عطش که بوسهء نازت مباح شد و سپس

 

دو حفره تنگ تپید و شبیه ایمانی

که در طبیعت تب اشتباه شد و سپس

 

منی که ذره به دامت فرو که می روم و

اسیر فیل و سوار و  سپاه شد وسپس

 

قیام آخرت آمد ...و شاخهء  بی تا

شبيه  تیغه دردِ گیاه شد و سپس

 

به سیل واقعه افتاد چشم شبگیر و

ترانه در دهنش بی پناه شد و سپس

 

غمی که لاجرعه تا به سر کشیدم و بعد

دلی به کوچه غفلت تباه شد وسپس

 

دوباره قصه عشقی کبود جاری شد

کبود قصه عشقت سیاه شد وسپس...

 

دو چشم سیب تو لالی که می فریبد و من

صدای لخت هبوطی که... آه.... شد و سپس

 

میثاق 14/8/83

 

 

 

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید حمید شریف نیا

سلام به عزيزم.سپاسگذارم که سر زدی .با اين که اطناب کلام در شعر دومت داشتی ولی بيشتر از غزل خوشم آمد ازش

سید مهدی موسوی

دوست عزیز! درجایی پاره ای اشعار مرا متوسط خوانده بودی امیدوارم بتوانی که از حرف بزرگی که می زنی دفاع کنی! شعرهای من در طول دوران شاعریم فراز و فرود زیادی داشته اما وقتی که من از حدود چند هزار شعرم تنها تا به حال حدود 300 تا 500 نای آنها را به بهانه های مختلف بیرون اده ام مطمئنا... امیدوارم به جای سعی برای تخریب کسانی که مطمئنا برای غزل زحمت کشیده اند به تقویت شعرت و مطالعه بیشتر بپردازی!!!

يكتا

سلام ... قول دادم بيام و اومدم ... چون دوست ندارم نخونده کامنت بگذارم بايد بگم از اون پلنگ يکی دو تا پست قبل خيلی خوشم اومد ... و ... و می خوام بقيه رو هم بخونم ... يا علی

ناصر و نادر نامدار

سلام.حقيقتش اينه که من از اين فضاها زياد سردر نميارم.پيچيدگيهای اين زبانو درک نميکنم.شعر ديروزتون هم همينطور بود.پس اجازه بديد چيزی نگم.يعنی سوادم اونقدارا نيست که چيزی راجع به شعرهای شما بگم.در هر صورت موفق باشی...

خون ( به جاي دلسوز عزيز )

فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ فحش فحش فحش‌ !!!

سارا

سلام ... شعر رو يکی واسم خوند که حالشو بردم ... موفق باشيد .... تا بعد

sima

سلام عزيز...شعرتو هنوز نخوندم...فقط اومدم بگم که شرمندم...ما قابل نيستيم...لينکت اضافه شد...بازم ميام حتماْ...يا حق.

sima

سلام...اومدم باز...من سیستمم رو این کارت قفل کرده به روز نمیشه...دلم گرفت از این شعر...نظری هم ندارم...یعنی رو این کار نمی تونم نظر بدم...فقط من با هر مصرع جداگونه ارتباط برقرار کردم با بعضی قوی تر و بعضی ضعیف تر...ولی معتقدم همه چی زیر سر این آقای شالبافان و شعراشه...رنگ و بوی غزلتون به اون ورا میزد...اگه به این روال ادامه بدین چن روز دیگه آقای دلسوز غزل فارسی گوشه ی چشمی هم به شما نشون می دن...به هر حال...سپیدهاتو بهتر بودن...گر چه نمی خوام مقایسه کنم(که کردم)...خلاصه هر راهی که میرید ایشالا موفق باشید و مطمئن...یا حق.